سلام
حس آپ کردن نداشتم اما با خوندن وبلاگ هــــانیــــه جون یاد یه چیزی افتادم که گفتم شمارو بی نصیب نزارم :دی
2,3 روز پیش خواب بودم و به جز بیـــگ مامی کسی دیگه خونه نبود .... آیفون ...........
بیـــگ مامی : هیـــس پاشو اومدن برق ُ قطع کنن !
من : خــُ چیکار کنم !!!!!!!!!!!!
بیـــگ مامی : دختر پاشو میگم اومدن برقُ قطع کنن !
من : چیشمام ُ میمالم ُ نیگا میکنم میگم چی شده ؟ کی اومده ؟
بیگ مامی : واااااااااااااای دختر بیا برو پایین نذار قطع کنن !
من یه لباس همینجوری پوشیدم و صورت نشسته رفتم پائین ............
رفتم تو پارکینگ دیدم یه پسری ایستاده .....
خودتون حال منو تصور کنید ... تازه از خواب بیدار شی / صورت نشوری / بری تو آفتابی که نمیشه چشمتو باز کنی / .... عین خیالم نبود که طرف چه فکری میکنه ......
چشمام که همش بسته بود :دی
اون یارو هم 2 ساعت شرو کرد به توضیح دادن مثلا" میخواست با من حرف بزنه !
شمارشو نوشت رو برگه اخطاریه .... 20 بار گفت تماس بگیرید تا بگم چه کار کنید ...
برگه رو داد دستم ......
بعد گفت نه نه اشتباه شده یه لحظه ............
برگه رو گرفت دوباره ...........
شمارشو خط زد و یکم ور زد و دوباره همون شماره رو نوشت ......... :دی
گفت بدهی تونم زیاد نیست 80 تومنه
من خواب از سرم پرید گفتم چقد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واسه 80 تومن میخای قعطش کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پسر گفت زل زد تو چشمام ُ به صورت اسلوموشن گفت بـــ لـــــ ه زیـــــ ا د نیـــــ ســــــ تـــــــــ
آخرش گفت حالا زنگ میزنید یا فردا باز بیام ؟
گفتم نه خودمون میریم سازمان .......
اومدم بالا
مامانم که اومد بهش گفتم ننه جرا همه رو برق میگیره من ُ چراغ نفتی گرفت ؟
گفت از شماره فهمیدم !
دیروز که از خواب بیدار شدم مامانم گفت هیس خواب بودی خواستگارت اومد ! :دی
.
.
آره اینم از مامور برق ...........
+ حوصله ندارم شکلک بزارم ُ خوشگلش کنم خودتون با خوشگلیتون بخونیدش :دی